پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩
سينما، نمادهاى دين و مقاومت
سينا محمد
«رم شهر بى دفاع» ، فيلم مشهور نئور رئاليستى، به كارگردانى روسيلينى، داستان زندگى دون پىيترو، كشيش ايتاليايى و مبارز آن جان بركف راه آزادى و صلح و آرامش است كه در دوران غلبه فاشيسم و نازيسم و جنبش آزادى بخش، براى پايان دادن به سياست زور و خشونت و سلطه و اختناق، به مبارزه با رايش سوم كشيده مىشوند. دون پىيترو به مخفى كردن نظاميان فرارى ايتاليايى و يارى مبارزان چپ بر مىخيزد و با شوراى نظامى آزادى ايتاليا، همكارى مىكند تا به قول خود به درماندگان ستمديده يارى رساند. دون پىيترو، به مخالفتبا شعار جدايى دين از سياستبرمىخيزد و به مبارزه انقلابى كشيده مىشود. فاشيستها او را دستگير مىكنند و به همكارى براى يك مبارزه كمونيست فرا مىخوانند، اما او مىگويد من يك روحانى كاتوليك هستم و فكر مىكنم هر كسى كه براى آزادى مبارزه كند، به خدا يارى رسانده است و حاضر به همكارى با فاشيستها نمىشود. در شب بازجويى، افسر فاشيستبه اطاقى كه افسران آلمانى تجمع كردهاند، مىرود. در آنجا افسر مستى است كه شروع مىكند به ترسيم وضعيت نژادپرستانه آلمانىهاى نازى. او مىگويد ما در اروپا تخم مرگ كاشتيم و در تمام دنيا، توفان نفرت درو مىكنيم. اين سخنان افسر مستبا حيرت همگان روبرو مىشود و افسر بازجو با خشم مىگويد كه او عقل خود را از دست داده و نيز از برترى نژاد آلمان دفاع مىكند و مىگويد تا صبح، مبارزه دستگير شده و كشيش را به حرف وادار خواهد كرد. مبارز شكنجه مىشود، اما سخن نمىگويد، و مىميرد. كشيش مىگويد شما مىخواستيد روح او را بكشيد، ولى فقط موفق شديد جسم او را نابود كنيد. شما مثل كرمهاى متعفن در لجنزار زندگى مىكنيد. سپس در همان حال از اينكه با نفرت عليه دشمن حرف زده، طلب بخشش مىكند.
آخرين صحنه فيلم صحنه اعدام كشيش كاتوليك بهوسيله فاشيستها است; كشيشى ديگر براى او دعا مىخواند و او در آرامشى بزرگ فرورفته است. كودكان در پشتسيمها سوت مىزنند و جوخه اعدام به او شليك مىكند; ولى آنها جرئتشليك به او را ندارند و به پاى صندلى شليك مىكنند و افسر رايش با خشم خود گلولهاى به مغز كشيش زده، او را مىكشد. صف كودكان به سوى شهر باز مىگردند و فيلم به پايان مىرسد. كودكان چشمهاى تاريخ و آينده و گواهان بىدروغاند.* * *
«رم شهر بى دفاع» اثر پرارزش و واقعگرايى است كه سرشت فاشيستى قدرت سلطه جوى غرب را فاش مىكند و در عين حال يك نماد مبارز روحانى را در برابر مذهب پاسيفيستى كليسايى ارج مىنهد. نماد دينى يك مسيحيت مسئول را كه در سياست دخالت مىكند به عنوان نمونه معقول معرفى مىكند. زيبايىشناسى رئاليستى اثر «رم شهر بىدفاع» توام استبا يك زيبايىشناسى نمادگرا كه بر اساس سمبولهاى مسيحى - كاتوليكى، شكل گرفته است. روسيلينى، شخصيتهاى ايتاليايى و زندگىشان را در اين فيلم سرشار از ارتباطى انسانى و مردمانى درست و پر از عشق و مهرورزى و ارتباط صحيح اجتماعى نشان مىدهد و بر عكس آلمانىها را در فضاهايى پر از اشياى جلوهفروشانه و خالى از احساسات انسانى و پر از اغوا و وسوسه و بدخواهى و گمراهى به نمايش مىگذارد. در عين حال با بازىهاى رئاليستى و فيلمبردارى طبيعىنما و بدون غلو مىكوشد به شيوهاى باورپذير و مستندگونه به روايت داستان يك مبارزه ضد جنگ فاشيستى توجه نمايد. براى درك بهتر فيلم، بايد به دوران ساخته شدن فيلم نيز رجوع كنيم.
فيلم گوياى سال ١٩٤٣ و هماهنگ با آن دورانى است كه آلمانىهاى نازى، وارد ايتاليا شدند. در فيلم نظام پليس سياسى و فاشيسم يك جو ارعاب را القاء مىكند. ايتاليا قلب نظام دينى در اروپا است و حال ما با سياست فاشيستى و تضاد دينى كه در سياست دخالت مىكند و با دين منفعل، روبرو هستيم.
ديالوگهاى متعددى كه بهوسيله مانفردى و فرانچسكو بيان مىشود، در عين حال بيانگر جدايى دين از سياست و رشد سكولاريسم در جامعه ايتالياى آن سالها است. در اين ميان است كه روسيلينى سعى كرده با نقش يك روحانى دينى (دون پىيترو) پرتوى از حضور دين انقلابى را در فضايى غيرمذهبى بتاباند.
از سوى ديگر، مدرنيته از نظر اقتصادى به سرمايهدارى صنعتى متكى بوده است و با انسانمحورى و نگاه خودبنيادانگارانه و كنارهگيرى از الوهيت، كوشيده كه وانمود سازد انسان مىتواند صرفا با عقل خود بهشت را در زمين تاسيس كند. اما اندك اندك بحرانهاى متعدد در دل سرمايهدارى، سرشت نظام مدرن و ناتوانى عقلانيت مدرن و وحى ستيز را آشكار كرد. استثمار شديد كارگران، منجر به يكرشته انقلابها در نيمه دوم قرن نوزده در اروپا شد. رشد سوسياليسم و تقاضاى عدالت اجتماعى و پيدايش ماركسيسم را مىتوان نشانه از دست رفتن باور به كارايى ليبراليسم و سعادت سرمايهدارى محسوب كرد.
سرمايهدارى با جهانگسترى، بحرانهاى تازهاى را پديدار كرد. جنگ براى تقسيم جهان، درگيرى قدرتهاى سرمايهسالار و سياستهاى امپرياليستى را تشديد نمود. رقابتبراى چنگ انداختن به مناطق مختلف و مواد خام، قدرتهاى تازه نفس را براى تجديد تقسيم غنائم و كشورهاى داراى منابع زيرزمينى، به مقابله با قدرتهاى قديمى واداشت و استعمار گران و سلطه جويان قديمى را به فكر دفاع از مناطق تحت نفوذ خود وادار ساخت. چنين رقابتخشونتبارى به دو جنگ بزرگ جهانى اول و دوم منجر شد و جهان را در دوران ظلمت و جاهليت فرو برد و اميد نجات بوسيله دعاوى سرمايهسالارانه را پوچ نماياند.
فاشيسم از دل مدرنيته و سرمايهدارى سربرآورد، و يك الگوى حكومت متمركز و آزادىستيز براى غلبه بر رقبا و بسط نفوذ با بهانههاى نژادپرستانه محسوب مىشود. در حقيقت مىتوان گفت آن روى سكه ليبراليسم سرمايهدارى، فاشيسم است، و هر دو، دو شيوه امپرياليستى براى سلطه بودهاند و جهت غلبه بر جهان از هيچ كشتار و مرگآفرينى و تجاوزى باز نايستادهاند. سرشت نظامهاى سلطهجو و استكبارى، مبتنى بر حركتسرمايه، جنگطلبى و دشمنى با صلح جهانى و آرامش و دوستى مردم است و فرق نمىكند كه اين سلطهجويى از سوى هيتلر يا بوش اعمال شود.* * *
رم شهر بى دفاع يك اثر سينمايى است كه به زبان هنر با حقيقت تجاوز كارى فاشيسم و ضديتش را با صلح، آرامش، اخلاق و سعادت مردم بيان مىدارد و بدون آنكه شعار دهد، در قالب يك داستان نو واقعگرايانه تصويرى زنده از ايتالياى دوران مبارزه آزاديبخش در برابر فاشيسم و نازيسم مىسازد.
شخصيتهاى گوناگون اين فيلم، نمونه جريانات واقعى آن دوران در حوزه زندگى و سياست هستند: شخصيتهاى سكولار، كمونيست، مذهبى، فاشيست، نازيست، افراد خائن و مردمى پايدار و استوار بر سر پيمان خود.
روسيلينى به صورت دقيق و جذابى از طريق دون پىيترو، به روايت اين پايدارى و قهرمانى مىپردازد و در عين حال نشان مىدهد كه براى دفاع از منافع ملى و حقيقت و مقابله با سلطه خشن نيروى تجاوز كار وحدت همه نيروهايى كه به صلح و امنيت و آزادى و استقلال وطن پايبندند و به آن اهميت مىدهند و براى حفظ آن مبارزه مىكنند و جان مىبازند، لازم است.
پيام روسيلينى آن است كه آزادى و دفاع از صلح و نفرت از فاشيسم و سلطه در هر شكل آن، بايد گرامى داشته شود و تا زمانى كه مبارزهاى صادقانه و حقيقى وجود دارد، بايد با صداقتبه آن احترام گذاشت. رم شهر بى دفاع، يك سند تاريخى است.
روسيلينى با راهكارهاى ابداعى، سبكى نو را بنيان نهاد كه بعدها بر بسيارى از سينماگران جهان تا امروز تاثير نهاده است. گدار، كن لوچ، هارتلى، جارموش، اسكورسيزى و كيارستمى، از سينماگران بزرگى هستند كه كم و بيش از نئوررئاليسم درس آموختهاند . نئوررئاليسم از نظر سبك، مبتنى بر تقرب به واقعيتبدون حركات جلوهفروشانه در بازى و فيلمبردارى و صحنهپردازى است.
قوه طبيعىنماى نئوررئاليسم در آثار هنرمندانه بعدى، تبديل به يك اصل شد. از نظر فكرى نئوررئاليسم تحت تاثير جنبش چپ و با نگرشى انتقادى به سرمايهدارى بود. پاييزا، آلمان سال صفر، دزد و دوچرخه، دو زن و... از آثار نئوررئاليستى هستند كه چه به وسيله روسيلينى و چه دسيكا و ديگران ساخته شده و گونهاى از سينماى فراموش نشدنى دنيا را براى هميشه به يادگار نهادهاند. نمايش «رم شهر بىدفاع» در شبكههاى سيما، هر چند براى چندمين بار است كه تكرار مىشود، خاطره يك اثر بزرگ هنرى را زنده كرد.